غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
71
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گرديد و شش سال زمان رنجورى او امتداد يافته در آن اوقات خاتونش بمشورت امرا امور ملك و مال را بفيصل ميرسانيد و بعقيدهء صاحب ظفرنامه نام پدر قيدوغازى اغول بود . گفتار در بيان هدايت حال شاهزاده قيد و ذكر نهايت ايام اقبال او شاهزاده قيدو كه بروايت اصح ولد قاشين بن اوكداى قاآن بود و در اوايل ايام رشد و تميز ملازمت ارتق بوكا مىنمود و آن اوقات كه آثار نكبت و ادبار بر صفحات احوال ارتق ظاهر گشت قيدو بمقتضاى اين مصراع كه مصراع زبيدولت گريزان باش چون تير عمل كرده روى ببعضى از بلدان مغولستان آورد و نزد بركه اغول كه در دشت قبچاق بجاى صاين خان پادشاه شده بود قاصدى سخندان ارسال داشت و التماس فرمود كه او را بمال و لشگر مدد دهد تا بعضى از ممالك موروث را تسخير نمايد بركه اغول كه بصفت عقل و فراست و فهم و كياست و معروف بود منجمانرا طلبيده فرمان داد كه بر زايجهء طالع قيد و نظر اندازيد و سعادت و شقاوتش را از سير نجوم معلوم نموده كيفيت عرض كنيد و اهل تنجيم بعد از تامل و تفكر معروض گردانيدند كه از امارات سماوى چنان بوضوح مىپيوندد كه طالع قيدو در غايت قوتست و بر خصوم و اعادى ظفر يافته سالها بر تخت بخت تمكين خواهد داشت بنابر آن بركه خان قيدو را به زور لشگر مدد كرد و قيدو باستظهار آن سپاه جرار بمحاربهء الغو خان كه در الوس جغتاى پادشاه بود مبادرت نموده بر وى ظفر يافت و بلاش و كنجك و بعضى از ولايت تركستان و مغولستان را بحيز تسخير درآورد و در آن وقت كه خاطر قبلاقاآن از ممر مخالفت برادرش ارتق بوكا فراغت يافت فى سنهء اثنين و ستين و ستمائة ايلچيان نزد تمامى خواتين و شاهزادگان الوس چنگيز خان فرستاده بقريلتاى فرمان داد و مجموع ايشان روى بخان باليق نهادند مگر اولاد باتو و شاهزاده قيدو و قبلا از تخلف قيدو دغدغه بخاطر راد داده خواست كه او را در قيد بلا اندازد لاجرم چند كرت قاصدان چرب زبان پيش وى روان كرده پيغام فرمود كه مناسب چنان مىنمايد كه آن عزيز فرزند مانند ساير شاهزادگان خردمند بدينجانب شتابد تا ديده بديدار يكديگر روشن كنيم و باتفاق پرتو اهتمام مهام بر انتظار امور ملك و دولت اندازيم قيدو خان بمساعدت بخت بيدار جواب داد كه امسال الاغان حشم و خدم ما از لاغرى مجال رفتار ندارند اگر توفيق گردد سال ديگر شرف ملازمت دريابيم و تا مدت سه سال بامثال اين بهانها تمسك جسته بدرگاه قاآن نرفت و هرسال طايفهء از ابطال رجال را به اطراف ممالك مغولستان و تركستان ميفرستاد و باخذ غنايم و گوشمال ارباب جرايم مىپرداخت بنابر آن دغدغهء خاطر قبلاقاآن از جانب قيدو خان نوميد گشته فوجى از شاهزادگان و نوئينان را باسپاهى گران بمحاربهء او نامزد فرمود و ايشان در كنار آب ارديش ييلاق كرده خواستند كه در اوايل فصل خريف بمبارزت